کد خبر 304318
۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۱

رازهای ناگفته از خانه یوزپلنگ «هلیا» و ۵ توله‌اش

رازهای ناگفته از خانه یوزپلنگ «هلیا» و ۵ توله‌اش

در روز ملی یوزپلنگ آسیایی، راهی پناهگاه حیات‌وحش میاندشت شدیم؛ جایی که «هلیا» و پنج توله‌اش در میان دشتی پهناور زندگی می‌کنند و حفاظت از آنها با چالش‌های مختلف گره خورده است.

به گزارش حیات به نقل از فارس، ساعت چهار صبح هنوز تاریکی روی جاده پهن بود که راه افتادیم. مقصد، پناهگاه حیات وحش میاندشت بود، جایی که قرار بود در روز ملی یوزپلنگ آسیایی، ۹ شهریور، رد یکی از نادرترین گربه‌سانان ایران را دنبال کنیم. میاندشت همان جایی است که هلیا، یوز ماده شناخته‌شده منطقه، همراه پنج توله‌اش در آن زندگی می‌کند. قرار بود برای دیدن یوز برویم، اما خیلی زود فهمیدیم میاندشت برای غافلگیر کردن ما فقط به یوز متکی نیست.مسیر از شمال پناهگاه آغاز شد و قرار بود از جنوب خارج شویم. محیط‌بانان از همان ابتدا گفتند اینجا حیات وحش به حضور خودرو و انسان عادت ندارد. کافی بود یکی از آنها با انگشت به نقطه‌ای دور اشاره کند تا دوربین‌ها بالا برود و چند ثانیه بعد، حیوان از قاب خارج شود. اینجا برخلاف مناطقی که گله‌های حیات وحش به حضور خودرو بی‌اعتنا هستند، یک حرکت اضافه می‌تواند تمام فرصت مشاهده را از بین ببرد.هنوز فاصله زیادی نرفته بودیم که اولین دسته آهوها از دور پیدا شدند. هر چند صد متر یک‌بار، گله‌ای ۵۰ تا ۶۰ تایی در دشت حرکت می‌کرد. دوربین را از محیط‌بان می‌گرفتیم و از پشت وانت، مسیر حرکت آهوها را دنبال می‌کردیم. یک بار صدایی از داخل خودرو بلند شد که «پشت آهوها هوبره است». دوربین چرخید و پرنده‌ای دیگر وارد قاب شد. اینجا هر بار که برای دیدن یوز چشم می‌گرداندیم، گونه دیگری سر راه نگاه‌مان قرار می‌گرفت.
اما همین دشت که برای ما پر از کشف‌های تازه بود، برای محیط‌بانان نقشه‌ای از تهدیدهای قدیمی هم داشت. میاندشت حدود ۸۵ تا ۹۰ هزار هکتار وسعت دارد و بخش مهمی از جمعیت حیات وحش آن را آهو تشکیل می‌دهد. حدود ۳۰ گونه پستاندار و بیش از ۱۳۰ تا ۱۴۰ گونه پرنده در این منطقه ثبت شده و از کاراکال و گربه وحشی گرفته تا هوبره و عقاب طلایی در آن دیده می‌شوند. با این حال، نام میاندشت بیش از همه با یوز گره خورده است.آخرین رد یوز هم خیلی دور از اینجا نیست. محیط‌بانان می‌گویند سه روز پیش، در بخش شمالی پناهگاه، تردد یوز ثبت شده است. در همین سال نیز ۱۸ مورد تصویربرداری و مستندسازی از یوزها با دوربین و حتی تلفن همراه انجام شده و بیش از ۳۰ مشاهده از سوی مردم و محیط‌بانان گزارش شده است. یعنی یوز هنوز در میاندشت حرکت می‌کند، اما دیدنش همچنان به شانس، دقت و چند ثانیه فرصت نیاز دارد.چند کیلومتر جلوتر به جایی رسیدیم که داستان دیگری از یوز میاندشت را روایت می‌کرد. پشت فنس‌های فروریخته، محوطه‌ای قرار داشت که روزگاری قرار بود نخستین سایت رسمی تکثیر یوزپلنگ آسیایی در ایران باشد. سال ۱۳۸۶ با ورود «کوشکی» به این منطقه، برنامه تکثیر آغاز شد. کوشکی تا سال ۱۳۹۳ در همین مجموعه نگهداری شد و شرایط مناسبی داشت. حتی تغذیه آن با طعمه زنده، بخشی از برنامه‌ای بود که قرار بود یوز را برای بازگشت به طبیعت آماده کند.

برای این پروژه حدود ۲۵۰ هکتار در نظر گرفته شده بود. ۱۲ هکتار برای نگهداری یوز نر آماده شده بود و بخش‌های دیگر برای یوز ماده و طعمه‌هایی مانند آهو و خرگوش طراحی شده بود. اما پروژه نیمه‌تمام ماند. پس از خروج کوشکی، سایت نیز عملاً متوقف شد و حالا بخش قابل توجهی از فنس‌ها روی زمین افتاده است. سرمایه‌ای که قرار بود بخشی از آینده حفاظت یوز را بسازد، سال‌هاست در گوشه‌ای از میاندشت بی‌استفاده مانده است.از سایت تکثیر که عبور کردیم، مسیر دوباره به دل زیستگاه رفت و این بار صحبت از آب بود. محیط‌بانان میاندشت تجربه سال‌ها مدیریت آبشخورها را پشت سر گذاشته‌اند. بعضی آبشخورها فنس‌کشی شده‌اند تا دام‌ها نتوانند به آنها آسیب بزنند، اما طراحی به گونه‌ای انجام شده که آهو بتواند از زیر حفاظ عبور کند و به آب برسد. در منطقه‌ای که گونه غالب آهوست، همین جزئیات کوچک می‌تواند تعیین کند آبشخور برای حیات وحش بماند یا از بین برود.
اما مشکل آب فقط به کمبود آن خلاصه نمی‌شود. محیط‌بانان می‌گویند دو دهه قبل حدود ۱۵ هزار دام مجاز در منطقه حضور داشتند و طی سال‌های اخیر حدود ۵ هزار رأس از این تعداد خارج شده است. اکنون حدود ۱۰ هزار رأس دام مجاز هستند که تنها در یک بازه ۱۰۰ روزه، از ابتدای زمستان تا ۱۰ فروردین، اجازه چرا دارند. مسئله اصلی اما دام‌های غیرمجاز و شترهایی هستند که در فصل زادآوری وارد منطقه می‌شوند.در میاندشت، یک شتر فقط یک حیوان چراکننده نیست. حضورش می‌تواند آبشخور را هم با خود درگیر کند. محیط‌بانان می‌گویند شترها با ورود به آبشخورها ممکن است شناور را بشکنند و باعث هدررفت آب شوند. در اطراف منطقه نیز روستاهایی قرار دارند که تعداد قابل توجهی شتر دارند و بخشی از آنها گاهی وارد پناهگاه می‌شوند.اما هرچه بیشتر در میاندشت پیش می‌رفتیم، تصویر دیگری از زیستگاه یوز مقابل چشممان قرار می‌گرفت. در امتداد میاندشت به محدوده‌ای رسیدیم که در زمره مناطق یوزخیز قرار دارد و همان چند کیلومتری که قدم برداشتیم، رد یکی از تهدیدهای قدیمی زیستگاه را دیدیم. معدن‌کاری.در همان تکه‌ای که از مسیر عبور کردیم، سه محدوده معدن‌کاری دیده می‌شد. صدای ماشین‌آلات و رفت‌وآمد در چنین زیستگاهی فقط بخشی از ماجراست. هر معدن بخشی از عرصه‌ای را درگیر می‌کند که قرار است برای گونه‌ای مانند یوز، مسیر حرکت، شکار و زیست باشد. محیط‌بانان پیش‌تر گفته بودند که یوز در میاندشت به حضور خودرو و انسان حساس است و با کوچک‌ترین نشانه‌ای از مزاحمت، از محدوده دور می‌شود.

مسیر را ادامه می‌دهیم. خورشید حالا بالا آمده و دشت روشن‌تر شده است. یوز شاید از قاب دوربین ما عبور نکرده باشد، اما ردش را می‌توان در تمام این دشت دنبال کرد. کافی است بدانیم چرا آهوها اینجا می‌دوند، چرا محیط‌بانان آبشخورها را فنس‌کشی می‌کنند و چرا پشت فنس‌های فروریخته یک سایت نیمه‌تمام هنوز منتظر تصمیمی تازه مانده است. در میاندشت، برای پیدا کردن یوز گاهی لازم نیست خود یوز را ببینیم. کافی است تهدیدهایی را ببینیم که سال‌هاست در زیستگاهش باقی مانده‌اند.
انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha